مرکز آموزش.ترفند.کدجاوا.هک.موبایل

هر چی بخوای پیدا میشه!!! بهترین وبلاگ آموزش . کدجاوا . هک . موبایل . نرم افزار . ترفند . جک و ....

مرکز آموزش.ترفند.کدجاوا.هک.موبایل

هر چی بخوای پیدا میشه!!! بهترین وبلاگ آموزش . کدجاوا . هک . موبایل . نرم افزار . ترفند . جک و ....

جکهای دسته اول

اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد. ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون می برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود.
"بالتیمور بیکن"

تهرانیه تو حج، پرده کعبه رو گرفته بود می گفت: خدایا توبه... دیگه برای حیف نون جوک نمی سازم! یه دفعه حیف نون زد رو شونش گفت: داداش قبله از کدوم طرفه؟ تهرانیه داد میزنه: خدایا! خاطره که می تونم تعریف کنم؟

میگن توی اصفهان همه کاندیداها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر تبلیغاتی چاپ نکرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن!

یه زنه در آشپز خانه مارمولک میبینه، سریع حشره کش ور میداره می زنه بهش. مارمولک میگه خاله! خاله! زیر بغلم هم بزن!

دانشمندان اخیرا چیزی را کشف کردند که قادر است کار پنچ زن را انجام دهد: یک مرد!

اگه یه مرغ با یه دلفین ازدواج کنه بچشون مرفین میشه
اگه یه جغد با یه فوک ازدواج کنه بچشون جوک میشه
اگه یه قو بایه قناری ازدواج کنه بچشون قوری میشه
وبالاخره... اگه یه پروانه با یه شبتاب عروسی کنه بچشون پرتاب میشه .

از حیف نون می پرسند: چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه: آخه پیاده خیلی راهه!

به حیف نون میگن با اداره جمله بساز. میگه: ا.....داره بارون میاد!

از حیف نون می پرسن سفرحج چطوربود؟ میگه خیلی سنگ به سر و صورتم خورد ولی بالاخره بوسیدمش.

از حیف نون می پرسن می دونی سزارین یعنی چی؟ می گه یعنی بچه به شرط چاقو!

به آقای خوش غیرت می گن: چند روزه می بینیم زنت با یه پیکان می ره بیرون شهر. می گه: من نمی دونم مردم این همه بنزیِن رو از کجا میارن؟!

حیف نون میره در خونه دوستش و هر چی در می زنه کسی در رو باز نمی کنه. با خودش میگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم!

یه روز یه آدم مهم برای بازدید به یه تیمارستان رفته بوده. موقع بازدید یکی از دیوونه‏‌ها شروع می‌کنه به مسخره کردن طرف. یارو عصبانی می‌شه و می گه: مرتیکه، تو خجالت نمی‌کشی؟ من فلانی هستم! در همین حین یه دیوونه دیگه از اون طرف میاد سراغش و میگه: غصه نخور، تو هم خوب می‏شی. اونی رو که اون گوشه نشسته می‏بینی؟ وقتی اومد اینجا می‏گفت: من ناپلئون بناپارتم، الان خوب شده، تو هم خوب می‏شی.

یه آمریکاییه می خواد حال اردبیلیه رو بگیره میبرتش امریکا بهش میگه زمین رو بکن اونم می کنه. بعد از ده متر کندن میرسن به یه سیم. امریکاییه میگه این یعنی ما صد سال پیش تلفن داشتیم.
ترکه میگه حالا تو بیا بریم اردبیل. اونجا بهش یه بیل میده میگه بکن صد متر می کنن به هیچی نمیرسن ترکه میگه این یعنی ما صد سال پیش موبایل داشتیم

از حیف نون می پرسن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه احساس گناه! میگن چرا؟ میگه آخه اسمش یادم نیست!

حیف نون سوار گاو می شه... گاوه هی می گفته: موو موو... حیف نون میگه خفه شو! اول مو بعد تو!

حیف نون میره جهنم دمپاییشو پرت می کنه توی بهشت، به خدا میگه: برم دمپایمو بیارم؟

حیف نون یه جسد می بره پزشکی قانونی. بهش میگن: چطور مرده؟ میگه:سم خورده. میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد!

یه نفر داشته توی دریا غرق می شده، بلند بلند داد می زده : کمک! من شنا بلد نیستم! حیف نون داشته رد می شده. میگه: حالا من تنیس بلد نیستم، باید داد بزنم؟

حیف نون با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه می دونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم!

اتوبوسی آرام از سرازیری خیابان پایان می‌رفت و حیف نون به دنبال آن می‌دوید. یه نفر بهش گفت: فکر نمی‌کنم بتونی بهش برسی. حیف نون با نگرانی گفت: دعا کن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم!

غضنفر میره شکار ؛ خرگوش از پشت درخت صدای هویج در میاره !

به غضنفر می گن با لجن جمله بساز : می گه این بچه ها با ما لجن !

یه گاوه می ره کلاس انگلیسی میاد بیرون می گه : وی ی ی ی ی ی ی ی !!!

جوک جلوی اتوبوس رو شنیدید ؟ منم ته اتوبوس بودم نشنیدم ! (این هم از استعدادهای خدادادی یک خواننده ی بی ذوق !)

یه عده میرن کوه. راهنماشون لکنت زبون داشت و هی تو راه می گفت چ چ چ چ ... بالای کوه که رسیدن گفت : چ چ چادر رو جا گذاشتیم ! همه شاکی بر گشتن پایین ! تو راه برگشت هی می گفت : ش ش ش ش ... میرسن پایین کوه و هر چه می گردن چادری پیدا نمی کنن. راهنما می گه : ش ش ش شوخی کردم !!!

یک سال، یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه‌زنی میومده. مردم میرن پی ماجرا، میبینن دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده!

غضنفر میره بقالی،‌می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
نظرات 1 + ارسال نظر
علی اکبر دوشنبه 26 آذر 1386 ساعت 17:33 http://www.hamshahrijavan.blogsky.com

سلام
قشنگ بود کلی خندیدم
بعضی هاش قدیمی بود و جالب بود.
موفق باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد